|
تقدیم به تنها بهانه ی زندگیم... |
|
|
گفتم : ای عشق بیا که تا بسازی مارا یا نه ویرانه کنی ساخته ای را گفتم : ای عشق چه بر روز تو آمد امروز که به تشویش سپردی شب عا شق را حیف از آن روز که بی عشق شب آمد ای عشق . . . کاش خورشید تو آغاز کندفردا را من آن هر چه داشتم اول ره گذاشتم حال برای چون تویی اگر که لایقم بگو * * * * * دنیا زتو سیرم بگذار که بمیرم در دامت اسیرم وای . . . ای دنیا . . . من بیگنا هم من بی پناهم قلبم گواهم دنیاای دنیا می نالم همچون نی با نا کامی ای دنیا از تو سیرم تا بمیرم نایت ازمن نامی بر لب دنیا ای دنیا . . .
+ نوشته شده در یکشنبه 1387/08/19ساعت 22:14 توسط زهرا |

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/07/29ساعت 0:10 توسط زهرا |
میخوام از او بنویسم
از تویی که تمام وجودمو گرفتی
از تویی که زندگی کردنو به من یاد دادی
اگه تو نبودی حالا من زیر خروارهاااااااااا خاک پوسیده بودم
کاش ش ش ش زود تر
ببینمت آخه دلم واست یه ذره شده
اگه بدونی چه قد دوستت دارم هیچ وقت ازم ناراحت نمیشدی
آخه خیلی دوستت دارم
کاش الان اینجا بودی دست مینداختم گردنت چشاموووووووووووو میبستمو بوست میکردم![]()
الهییییییییی من قربون جیگر خودم بشم
همه چیم فراموش کن دوستت دارم بی نهایت ![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در دوشنبه 1387/07/01ساعت 2:56 توسط زهرا |
| ||||||